تبليغاتX
محفلی ازاد برای گفتن از ناگفته ها - نفرین احمدی نژاد مرا گرفت...
این وبلاگ مکانی است برای نوشتن مطالب سیاسی و اجتماعی و طنز سیاسی
 

           << انا لله و انا الیه راجعون >>

 

نفرین احمدی نژاد مرا گرفت...

هشدار : یک توصیه برادرانه به تمام مخالفان محمود احمدی نژاد

من دارم میمیرم . بلی درست شنیدید . . .

اینجانب هادی رامش در بستر مرگ می باشم و شاید این اخرین پستی باشد که از من یادگار می ماند .چرا ؟ خب معلوم است دیگر جوانی کردم و شکری خوردم که مرا به این روز انداخته است .دوستان من ! ! ! نفرین دو هزار ساله ی محمود احمدی نژاد مرا گرفته است. از دو روز پیش ناگهان حال اینجانب رو به وخامت نهاد .اول سرم منفجر شد بعد از ان حالت تهوع وگلاب به روی نظام استفراغ وبعد از ان دل پیچه و ...

الان که در حال نوشتن این سطور هستم فقط به فکر نماز قضاها وواجباتی است که انجام نداده ام مثل دعا برای سلامتی اقای جنتی یا نفرستادن سه صلوات پس از امدن نام مبارک حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب ...

امیدوارم دوستان عزیزی که در این مدت زندگانی از دست من رنجیدند مثل مریم / اقای اشکان حقی / اقای رستگاری ( که این دم اخری فهمیدم ایشان مرد هستند با نام کوچک محمد رضا )/ بابک و ... مرا حلال کنند .اگر عمری بود و دکتر بی خیال نفرین شد چند مطلب که عناوین ان در پایان این پست خواهد امد می نویسم . درمورد بیماری هم پزشکان نظر واحدی ندارند .اولی بیماری را خونریزی دهانه رحم ودومی ایدز همراه با هپاتیت و سومی سرطان سینه تشخیص دادند .  

دوستان از حال و روز من پند بگیرید و زود تر وبلاگ ها و سایت های مخالف دکتر محمود را تا دیر نشده است ببندید و گرنه شما هم شامل این نفرین می شوید . خلاصه اگر فوت کردم وصیت نامه ی زیر را با صدای بلند در مجمع وبلاگ نویسان قرائت نمایید .

 

                                 *  وصیت نامه * 

۱

. اینجانب را پس از مرگ سوزانده و در ارتفاعات اورست ( بالای ۶۰۰۰ متر) به باد بسپارید . سپس با هماهنگی و سرعت العمل خاکسترها را از هوا جمع کنید و پس از ریختن در یک کوزه یا دبه کنار عبید زاکانی به خاک بسپارید . ( لطفا از کوزه ی ترشی و دبه ی ماست که غیر رومانتیک هستند استفاده نکنید )

۲. دارایی اینجانب شامل یک رایانه و تعدادی سی دی / دی وی دی فیلم می باشد که پس از مرگ می خواهم به شیرخوارگاه امنه جهت نمایش برای کودکان سپرده شود . نکته : تعدادی از فیلم ها بدون زیر نویس هستند که برای نمایش در حضور کودکان مناسب نیست و بهتر است که فیلم های بدون زیر نویس به اسایشگاه کهریزک تحویل شود .

۳. درسنین کودکی یکبار سه ساعت رفتم پلی استیشن بازی کردم ولی پولش رو پیچوندم ( وای که چه حالی داد ) لطفا ۱۲۰۰ تومان ( به قرار ساعتی ۴۰۰ تومان ) به صاحب کلوپ تحویل گردد .

۴. یکبار یک مسئله ی بدون جواب ریاضیات را به شاگرد اول کلاس دادم ( سوم دبیرستان - ۶ سال پیش ) و گفتم که هر کس این مسئله را حل کند یک سکه بهاز ازادی جایزه می گیرد و ان بنده خدا هنوز که هنوز است شبانه روز برای حل ان تلاش می کند . لطفا او را توجیه کنید و برای رفع کدورت یک سکه ی پنجاه تومانی به حسابش واریز کنید .

۵. در اقوام ما دختری هست که ...

دیگر توانی برای نوشتن ندارم و ترجیح می دهم این لحظات اخر در بسترخواب باشم که پس فردا نگویند در بستر کامپیوتر مرد .اگر عمری باقی بود در چند روز اینده دو مطلب زیر در وبلاگ قرار خواهد گرفت . در ضمن پاسخ به کامنت های پست قبلی را نیز می توانید در پست بعدی و به طور کامل مشاهده نمایید . درهر حال شما عزیزان را می بوسم ( البته فقط برادران را ) و به خدا می سپارم . مرا از دعای خیر خود محروم نفرمایید . اوه ... دوباره دارم بالا می اورم ... 

مطلب اول : اشکالات ایدئولوژیک و پارا ایدئولوژیک رستگاری و رستگاری ها

 مطلب دوم : کاندیداهای شکست خورده در این روزها چه می کنند ؟

 

نوشته شده توسط : مرحوم مغفور هادی رامش

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 تیر1384ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط رامش  |